آیا می دانید نسبت به نماز اهل خانه وظیفه دارید، قال الله تبارک و تعالی فی کتابه: وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَوةِ وَاصْطَبِرْ عَلَیْهَا لَا نَسْئَلُكَ رِزْقاً نَّحْنُ نَرْزُقُكَ وَالْعَقِبَةُ لِلتَّقْوَى‏ (آیه ۱۳۲ سوره مباركه طه) وخانواده ‏ات را به نماز فرمان ده و بر آن پایدار باش. ما از تو روزى نمى‏ خواهیم، (بلكه) ما تو را روزى مى‏ دهیم، و سرانجامِ (نیكو) براى (اهل) تقوا است.»


26 ـ حضور عبادى در جمع مردان

خداوند به حضرت مریم امر نمود كه: «وَاركَعِى مَعَ الرَّاكِعِینَ»(127). لازمه اجراى این دستور، حضور در اجتماع مردان نمازگزار بود و مریم این دستور را امتثال نمود و با راهبان در معبد به نماز و ركوع پرداخت.
فاطمه زهرا علیهاالسلام نیز براى انجام رسالت الهى و تحقق اهداف پیامبر صلى الله علیه و آله و دفاع از حق و امامت على علیه السلام ، با حضور در برخى اجتماعات مردان به وظایف الهى خود پرداخت.

27 ـ برگزیدگى و برترى بر زنان

حضرت مریم برتر از زنان زمانش بود، امّا فاطمه زهرا علیهاالسلام برترین زنان از اولین تا آخرین است. خداوند درباره حضرت مریم مى فرماید: «اِنَّ اللّه َ اصْطَفَاكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفَاكِ عَلى نِساء العَالَمِینَ»(128). درباره اصطفاى اول در آیه فوق گفته اند گزینش براى تطهیر و رسالت الهى و اصطفاى دوم ـ كه همراه با حرف «على» است ـ گزینش و برترى دادن بر زنان مى باشد(129).
درباره برترى فاطمه زهرا علیهاالسلام بر تمام زنان جهان از اولین تا آخرین ایشان روایات متعددى وجود دارد(130). روایتى از پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله رسیده كه فرمود: «مریم سیده نساء عالم خود بود، امّا فاطمه سیده نساء عالمین از اولین تا آخرین است و به تحقیق چون او در محرابش به عبادت مى ایستد، هفتاد هزار فرشته مقرب به او سلام مى دهند و با همان ندایى كه به مریم مى دادند خطاب به فاطمه ندا مى دهند كه اى فاطمه! خدا تو را برگزید و تطهیر نمود و تو را بر زنان عالمین برترى داد(131).
ابن ابى الحدید از دانشمندان اهل سنت مى گوید: سخن پیامبر كه فرمود فاطمه علیهاالسلام برترین زن عالم است نص و قطعى است(132).

25 ـ محدّثه و نزول فرشتگان

مریم محدّثه بود و فرشتگان و جبرئیل بر او نازل مى شدند و با او سخن مى گفتند: «اِذْ قَالَتِ المَلائِكَةُ یَا مَریَمُ اِنَّ اللّه َ یُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنه...»(133)؛ یعنى یاد آر زمانى كه فرشتگان به مریم گفتند: اى مریم خداوند تو را به كلمه اى از جانب خود بشارت مى دهد... و یا «... قَالَ اِنَّمَا اَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لاِءهَب لَكِ غُلاما زَكِیّا...»(134) و «یَا مَریَمُ اِنَّ اللّه َ اصْطَفَاكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفَاكِ عَلى نِسَاءِ العَالَمِینَ»(135).
فاطمه زهرا علیهاالسلام نیز محدّثه بود؛ چون فرشتگان و جبرئیل بر او نازل شده، با او سخن مى گفتند. در این باره روایات بسیار و متواتر معنوى وجود دارد و بزرگان اهل سنت با نقل روایات بر صحت مطلب اعتراف كرده اند(136).
از جمله روایات اینكه امام صادق علیه السلام مى فرماید: «به این جهت فاطمه زهرا علیهاالسلام را محدّثه نامیده اند كه فرشتگان از آسمان بر ایشان نازل مى شدند و همانند مریم به او ندا مى دادند كه اى فاطمه اِنَّ اللّه َ اصْطَفَاكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفَاكِ عَلى نِسَاءِ العَالَمِینَ یا فاطمةُ اقنتى لربّك و اسجُدى و اركَعى مع الراكعینَ». مصحف فاطمه حاصل گفت و گوى فرشته مقرب با آن حضرت بود(137).

29 ـ تسلى و رفع حزن به وسیله جبرئیل و فرشتگان

حضرت مریم پس از باردار شدن و تنهایى و خوف از زبان مردم، دچار حزن و اندوه گردید. در این حال ندایى آمد كه اى مریم اندوهگین مباش، «فَنَادَاهَا مِنْ تَحْتِهَا ألاّ تَحزَنِى...»(138). برخى از مفسران ندا دهنده را حضرت مسیح كه در بطن مریم بود دانسته اند(139) و برخى گفته اند فرشته یا جبرئیل ندا داد(140).
حضرت زهرا پس از وفات پدر دچار حزن و اندوه شدیدى شد. خداوند متعال براى كاستن حزن و اندوه آن بانو و تسلى دادن به وى فرشتگان و جبرئیل را بر وى نازل مى نمود تا به او تسلى دهند و از حزن او بكاهند(141): «... و كان جبرئیل یأتیها فیحسن عزاءها على ابیها و یطیب نفسها و یخبرها عن أبیها و مكانه...»

30 ـ كرامت و تصرف تكوینى

حضرت مریم به اذن پروردگار درخت خرماى خشكیده را جنباند و بلافاصله درخت میوه دار شد و خرماى تازه آورد و مریم از آن تناول نمود: «وَ هُزِّى اِلَیكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَیكِ رُطَبا جَنِیّا».(142) شاخه این نخل را به سوى خود تكان ده، رطب تازه بر تو فرو ریزد.
حضرت فاطمه علیهاالسلام نیز داراى كرامات و معجزه هاى بسیارى بود كه نشان از تصرف تكوینى آن بانو داشت؛ مانند چرخش سنگ آسیاب(143)؛ و گردش گهواره(144) و آماده شدن غذا(145) بدون آنكه دست انسانى در كار باشد.
اباذر نقل مى كند: «رسول خدا مرا فرستاد تا على علیه السلام را خدمت ایشان دعوت كنم، چون به خانه على علیه السلام رفتم و صدا زدم كسى جواب مرا نداد، امّا دیدم سنگ آسیاب خود به خود مى چرخد و گندم را آرد مى نماید و هیچ كس نیز در كنار آن نیست، پس بازگشتم و خدمت رسول اللّه صلى الله علیه و آله عرض كردم چیزى دیدم كه نمى فهمم! من در شگفتم كه سنگ آسیاب در خانه على علیه السلام مى چرخد و هیچ كس نیز با آن نبود تا بچرخاند.
پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: هر آینه خداوند قلب دختر مرا پر از یقین و وجودش را پر از ایمان نموده است و خداوند از ضعف او خبر دارد؛ لذا به او كمك مى كند و كفایت كارهایش را مى نماید. آیا تو نمى دانى كه خداوند فرشتگانى دارد كه كمك كار آل محمّد صلى الله علیه و آله هستند؟!»(146)

31 ـ دریافت غذاى بهشتى

از كرامات حضرت مریم(سلام الله علیها) این بود كه غذاى بهشتى از جانب خداوند دریافت مى كرد: «كُلَّمَا دَخَلَ عَلَیهَا زَكَرِیَّا المِحْرَابَ وَجَدَ عِنْدَهَا رِزْقا قَالَ یَا مَرْیَمُ أنّى لَكِ هَذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللّه ِ یَرزُقُ مَنْ یَشَاءُ بِغَیرِ حِسَابٍ»(147).
فاطمه زهرا علیهاالسلام نیز در موارد متعددى غذاهاى بهشتى دریافت نمود(148). در احادیث آمده است كه در یكى از روزهاى سخت زندگى كه گرسنگى بر خاندان پیامبر صلى الله علیه و آله فشار آورد فاطمه علیهاالسلام وضو گرفت و دست به دعا برداشت و پس از خواندن دو ركعت نماز از خداوند درخواست مائده اى از آسمان نمود. ناگهان ظرفى از غذا و طعام بهشتى نازل شد كه بوى عطر آن، منزل على علیه السلام را معطر ساخت.
امام على علیه السلام پرسید: انّى لك هذا؟
حضرت پاسخ داد: هو من عند اللّه .
پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله كه خبردار شد فرمود: حمد و ستایش خداوندى را كه دخترى به من عطا فرمود مانند حضرت مریم كه «هرگاه زكریاى پیغمبر در محراب عبادت او حاضر مى شد، پیش او خوردنى مى یافت. مى گفت: اینها از كجاست؟
مریم جواب مى داد: از جانب خدا»(149).
این ماجرا را زمخشرى در كشاف نقل كرده است.

32 ـ ایجاد شگفتى در پیامبر

حضرت زكریا چون وارد محراب حضرت مریم گردید، مشاهده نمود كه غذاى زمستانى در تابستان و غذاى تابستانى در زمستان نزد مریم است؛ از این واقعه به شگفت آمد، لذا پرسش نمود. «كُلَّمَا دَخَلَ عَلَیهَا زَكَرِیَّا المِحْرَابَ وَجَدَ عِنْدَهَا رِزْقا قَالَ یَا مَرْیَمُ أنّى لَكِ هَذَا...»(150).
فاطمه علیهاالسلام نیز كرامات بسیارى داشت و یا گفتار و رفتارى از آن بانو اظهار مى شد كه پیامبر صلى الله علیه و آله (151) یا على علیه السلام (152) و گاهى اصحابى چون سلمان و اباذر(153) را به شگفتى وا مى داشت.

33 ـ مكرمت امیدبخش

حضرت زكریا علیه السلام با مشاهده مائده بهشتى نزد حضرت مریم و شنیدن جمله آن زن كه فرمود: «یَرزُقُ مَنْ یَشَاءُ بِغَیرِ حِسَابٍ»(154) امیدوار شد و با خود اندیشید حال كه چنین است، رزق یك فرزند از جانب خدا به وى نیز ممكن خواهد بود؛ لذا در سن پیرى با این امید درخواست فرزند نمود(155).
زهرا علیهاالسلام نیز داراى كرامات و توجهات خاص الهى بود كه پیامبر صلى الله علیه و آله ، على علیه السلام و به ویژه اصحاب رسول خدا صلى الله علیه و آله مانند سلمان، اباذر و مقداد را امیدوار مى نمود و به آنان دلگرمى مى بخشید.

34 ـ مصائب و سختیها

مصائب و سختیها در مسیر كمال عامل مؤثرى بوده، در تقرب به خداوند نقش روشنى دارد، لذا خداوند تمام اولیاء خود را به مصائب و سختیهاى خاص مبتلا مى نماید. امام صادق علیه السلام از قول على علیه السلام فرمود: «انّ أشدّ الناس بلاء النبیّون ثم الوصیّون ثم الأمثل فالأمثل...»(156).
حضرت مریم متحمل مصائب و بلاهاى زیادى شد. سخت ترین آنها عبارت بود از دورى از مادر و پدر در تمام دوران زندگى، خدمتگزارى بیت المقدس از كودكى، تهمت و سوء ظن مردم در عین پاكى، باردارى و زایمان در تنهایى و غربت، نداشتن محل استراحت و غذا و پناه بردن به كنار درخت خرما، نگهدارى كودك بدون پدر با آن برخوردها و نگاههاى بد مردم.
امّا مصائب و سختیهاى فاطمه علیهاالسلام از دوران كودكى حد و حصرى نداشت. در بطن مادر تنهایى و نگرانى و حزن مادر را درك مى نمود(157) و چون چشم به دنیا گشود، شاهد اذیت و آزار پدر بود(158). چندى نگذشت كه خود را در كنار پدر در شعب ابى طالب متحمل سختیها دید و غم و رنج پدر را با خود تقسیم مى نمود و در بیم و هراس پدر از مكه هجرت نمود. رنجهاى پدر در مدینه به ویژه جنگ احد(159) را به عنوان نزدیك ترین زن به پدر بر خود هموار نمود تا نوبت به وفات پدر بزرگوارش رسید. وفات پیامبر صلى الله علیه و آله با حزن، گریه، مصائب، رنجهاى طاقت فرسا و قتل فرزندش محسن شروع شد و به آرزوى مرگ و شهادت آن بانو انجامید.

35 ـ قذف و نسبت ناروا

مردم نادان حضرت مریم را قذف نمودند و نسبتهاى ناروایى به ایشان دادند. این قذف به رغم آگاهى آنان به پاكى خاندان و شرافت حضرت مریم بود: «قَالُوا یَا مَریَمُ لَقَدْ جِئْتِ شَیْئا فَرِیّا. یَا اُخْتَ هَارُونَ مَا كَانَ اَبُوكِ سَوءٍ وَ مَا كَانَت اُمُّكِ بَغِیّا»(160).
اى مریم به راستى كار بسیار ناپسندى مرتكب شده اى، اى خواهر هارون! پدر تو مرد بدى نبود و مادرت نیز بدكار نبود.
امام صادق علیه السلام نیز در روایتى طولانى درباره هفت گناه كبیره كه در قرآن آمده و هر هفت مورد را برخى از نادانهاى امت اسلامى نسبت به اهل بیت علیهم السلام مرتكب شدند مى فرماید: «... امّا قذف محصنه همان است كه برخى بر سر منابر فاطمه زهرا علیهاالسلام را قذف نمودند و نسبتهاى نادرستى به ایشان دادند...»(161).

36 ـ آرزوى مرگ

حضرت مریم از شدت حزن و ترس از تكذیب مردم و افترا آرزوى مرگ نمود و از خداوند آن را درخواست كرد و فرمود: «یَا لَیْتَنِى مِتُّ قبلَ هَذَا»(162).
حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام نیز از شدت حزن و رنج آرزوى مرگ نمود و از خداوند درخواست كرد هر چه زودتر مرگش را برساند: «الهى عجّل وفاتى سریعا». پروردگار نیز دعاى او را اجابت نمود(163).

37 ـ سكوت و تحریم سخن

حضرت مریم به امر پروردگار در مواجهه با اهانت مردم نادان و مغرض روزه سكوت گرفت و سخن گفتن با آنان را تحریم نمود: «فَلَنْ اُكَلِّمَ الیَومَ اِنسِیّا»(164).
فاطمه زهرا علیهاالسلام نیز پس از شنیدن اهانت برخى از منبر پیامبر صلى الله علیه و آله در مسجد آن حضرت و اهانت برخى دیگر در آستانه مسجد پیامبر صلى الله علیه و آله و تكذیب دختر رسول خدا صلى الله علیه و آله ، نسبت به آن دو سكوت اختیار نمود و آنان را از گفت و گو با خود تحریم نمود و فرمود هرگز با آنان سخن نخواهم گفت: «فلن اكلم من رأس كلمة»(165).

38 ـ غسل صدیقه به دست صدیق

حضرت مریم(سلام الله علیها) پس از فوت به وسیله عیسى علیه السلام غسل داده شد. حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام نیز به دست حضرت على علیه السلام غسل داده و كفن و دفن شد. مفضل از اصحاب بزرگ امام صادق نقل مى كند كه از آن حضرت پرسیدم چه كسى فاطمه زهرا علیهاالسلام را غسل داد؟ فرمود: امیرالمؤمنین علیه السلام .
مفضل مى گوید من این مطلب برایم بزرگ آمد و تعجب كردم؛ لذا حضرت فرمود: گویا از آنچه به تو گفتم دلتنگ شدى؟
عرض كردم: آرى چنین است فدایت شوم.
حضرت فرمود: دلتنگ مباش؛ زیرا فاطمه علیهاالسلام صدیقه بود و جز صدیق نباید او را غسل دهد، مگر نمى دانى كه مریم را جز عیسى كسى غسل نداد(166).

39 ـ اشتیاق به بهشت

در روایات آمده است كه فاطمه زهرا علیهاالسلام و حضرت مریم دو زن از چهار زن بهشتى هستند(167) كه بهشت مشتاق آنان است: «اشتاق الجنّة الى اربع من النساء: مریم بنت عمران و آسیة بنت مزاحم زوجة فرعون و خدیجة بنت خویلد و فاطمة بنت محمّد.»(168)

40 ـ بهشت جایگاه ابدى

آیات قرآن و عصمت و سیره حضرت زهرا علیهاالسلام و مریم(سلام الله علیها) در این دنیا كه روایات و تاریخ ثبت كرده، به خوبى جایگاه ابدى آن دو را نشان مى دهد. افزون بر اینكه روایات اسلامى فراوانى وجود دارد كه به صراحت، بهشتى بودن آنان را بیان مى كند. روشنى مطلب به حدى است كه آن را جزء ضروریات دین قرار مى دهد. در روایات آمده است كه اولین زن، بلكه اولین شخصى كه وارد بهشت مى شود حضرت زهرا علیهاالسلام است و بعد از آن جناب نوبت ورود زنان مقدس دیگرى چون حضرت مریم(سلام الله علیها) مى رسد(169).

نتیجه گیرى

نكات زیر را مى توان به عنوان مهم ترین نتایج تحقیق در مقاله حاضر بیان كرد:
1 ـ خداوند، مقدس اصیل است و اشخاص و اشیاء بر حسب انتساب خاص و تجلى خداوند در آنها و متجلى شدن خداوند به وسیله آنان از قداست نسبى برخوردار مى باشند.
2 ـ حضرت مریم نزد همه مسیحیها با تمام اختلافاتى كه میان آنها وجود دارد مقدس است و هیچ امرى در دین مسیح نتوانسته قداست آن حضرت را بپوشاند.
3 ـ قرآن مبانى تقدس مریم(سلام الله علیها) را صفات و ویژگیهایى در آن بانو بیان داشته است.
4 ـ تمام صفات حضرت مریم(سلام الله علیها) كه مبناى تقدس آن حضرت بود، به طریق اولى در حضرت زهرا علیهاالسلام وجود داشت. افزون بر اینكه فاطمه زهرا علیهاالسلام از صفات دیگرى نیز برخوردار بود كه به تنهایى مى تواند منشأ تقدس باشد.
5 ـ عقده ها و كینه ها و جاه طلبیهاى برخى از افراد در صدر اسلام باعث شد جریان قداست پوشى فاطمه زهرا علیهاالسلام بعد از رحلت پیامبر صلى الله علیه و آله آغاز شود و جهل و تعصب آن را استمرار بخشید.
6 ـ كتمان قداست زهرا علیهاالسلام نه تنها ظلم به آن حضرت بود، بلكه موجب ستم به اسلام و بشریت گردید و لواى اسلام در احترام كردن و تكریم زن و جایگاه والاى زن در این آیین از مسلمانان گرفته شد. این در حالى است كه در عالم غربِ مدعى مسیحیت بسیارى از كوتاهیها نسبت به زن با شعار و لواى تقدس مریم پوشش داده شده است.

منابع و مآخذ

1 ـ ابن ابى الحدید، شرح نهج البلاغه، بیروت، دار احیاء الكتب العربیه، 1962 م.
2 ـ ابن خلدون، العبر تاریخ ابن خلدون، ترجمه عبدالحمید آیتى، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگى، 1363ش.
3 ـ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابى طالب، قم انتشارات علامه، بى تا.
4 ـ ابن كثیر ابوالفداء اسماعیل، قصص الانبیاء، بیروت، دار احیاء التراث العربى، 1402ق.
5 ـ اربلى، على بن عیسى، كشف الغمّه، بیروت، دارالكتاب الاسلامى، 1401ق.
6 ـ امینى، عبد الحسین احمد، الغدیر فى الكتاب و السنة و الادب، بیروت، دارالكتاب العربى، 1403ق.
7 ـ بحرانى، سید هاشم، البرهان فى تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسه الوفاء، 1403ق.
8 ـ بى آزار شیرازى، عبدالكریم، مجموعه مقالات چهارمین كنفرانس علوم قرآن، قم، دارالقرآن الكریم 1373ش.
9 ـ تسترى، نور اللّه ، احقاق الحق، تهران، دارالكتب الاسلامیه، بى تا.
10 ـ خمینى، روح اللّه ، چهل حدیث، تهران، مركز نشر فرهنگى رجا، 1368ش.
11 ـ دشتى، محمّد، فرهنگ سخنان حضرت فاطمه علیهاالسلام ، تهران، سازمان تبلیغات اسلامى، شركت چاپ و نشر بین الملل، 1379ش.
12 ـ راغب اصفهانى، ابى القاسم الحسین، المفردات فى ترتیب القرآن، تهران، كتابفروشى مرتضوى، 1362ش.
13 ـ سلمانپور، محمّد جواد، على علیه السلام قرآن ناطق، تهران، نشر عابد، 1380ش.
14 ـ صدوق، ابو جعفر محمّد بن على، علل الشرایع، بیروت، دار احیاء التراث العربى، 1385ق.
15 ـ صدوق، ابو جعفر محمّد بن على، كتاب الخصال، قم، جامعة المدرسین فى الحوزة العلمیه، 1362ش.
16 ـ طباطبائى، محمّد حسین، المیزان فى تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسه الاعلمى للمطبوعات، 1392ق.
17 ـ طبرسى، ابى على، مجمع البیان لعلوم القرآن، تهران، مكتبة العلمیة الاسلامیه، بى تا، 5 ج.
18 ـ طبرى، ابو جعفر محمّد بن جریر، تاریخ الطبرى، بیروت، دارالكتب العلمیه، 1408ق.
19 ـ طریحى، فخر الدین، مجمع البحرین، تهران، المكتبة المرتضوى، 1362ش.
20 ـ كلینى، ابو جعفر محمّد بن یعقوب، اصول كافى، ترجمه سید جواد مصطفوى، تهران، دفتر نشر فرهنگ اهل بیت، بى تا، 4 ج.
21 ـ فعال عراقى، حسین، داستانهاى قرآن و تاریخ انبیاء در المیزان، تهران، سبحان، 1378ش.
22 ـ قزوینى، محمّد كاظم، فاطمة الزهراء من المهد الى اللحد، ترجمه دكتر حسن فریدونى، آفاق، 1404ق.
23 ـ مجلسى، محمّد باقر، بحارالأنوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، 1403ق.
24 ـ نجمى، محمّد صادق، سیرى در صحیحین، قم، دفتر انتشارات اسلامى، 1359ش.

پی نوشت ها:


127 ـ آل عمران / 43.
128 ـ آل عمران / 42.
129 ـ المیزان، ج 3، ص 188.
130 ـ بنگرید به: بحارالأنوار، ج 43، ص 22، 24، 26، 36، 37، 49 و 78.
131 ـ بحارالأنوار، ج 43، ص 49.
132 ـ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج 15، ص 197.
133 ـ آل عمران / 45.
134 ـ مریم / 19.
135 ـ آل عمران / 42.
136 ـ بنگرید به: الغدیر، ج 5، ص 49؛ بحارالأنوار، ج 43، ص 78.
137 ـ بنگرید: به على قرآن ناطق، ص 86.
138 ـ مریم / 24.
139 ـ المیزان، ج 14، ص 43.
140 ـ بحارالأنوار، ج 14، ص 209.
141 ـ اصول كافى، ج 1، ص 346؛ بحارالأنوار، ج 43، ص 79.
142 ـ مریم / 25.
143 ـ بحارالأنوار، ج 43، ص 29.
144 ـ همان، ج 43، ص 45.
145 ـ همان، ج 43، ص 30.
146 ـ همان، ج 43، ص 29.
147 ـ آل عمران / 37.
148 ـ بحارالأنوار، ج 43، ص 27، 29، 31 و 77.
149 ـ همان، ج 35، ص 251؛ فرهنگ سخنان فاطمه، ص 261.
150 ـ آل عمران / 37.
151 ـ بحارالأنوار، ج 43، ص 91.
152 ـ همان، ج 43، ص 74، 60 و 31.
153 ـ همان، ج 43، ص 46-45.
154 ـ آل عمران / 37.
155 ـ المیزان، ج 3، ص 174.
156 ـ شرح چهل حدیث، ص 203.
157 ـ بحارالأنوار، 43، ص 2.
158 ـ صحیح بخارى، ج 1 و 5 به نقل از: سیرى در صحیحین، ص 324.
159 ـ صحیح بخارى، ج 1، 4 و 5 به نقل از: سیرى در صحیحین، ص 325.
160 ـ مریم / 28-27.
161 ـ الخصال، ص 364.
162 ـ مریم / 23.
163 ـ بحارالأنوار، ج 43، ص 177؛ احقاق الحق، ج 19، ص 16؛ فرهنگ سخنان فاطمه، ص 177.
164 ـ مریم / 26.
165 ـ تاریخ طبرى، ج 3، ص 236؛ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج 1، ص 134 و ج 2، ص 19؛ الغدیر، ج 7، ص 226 و 229؛ فرهنگ سخنان فاطمه، ص 248.
166 ـ اصول كافى، ج 1، ص 459؛ علل الشرایع، ص 184.
167 ـ الخصال، ص 206 و 235.
168 ـ بحارالأنوار، ج 43، ص 53.
169 ـ همان، ج 43، ص 52.

محمّد جواد سلمانپور




طبقه بندی: مقالات، 
مطالب مرتبط: جایگاه حضرت فاطمه و مریم (علیهما السلام) آیات و روایات (قسمت دوم)، جایگاه حضرت فاطمه و مریم (علیهما السلام) آیات و روایات (قسمت اول)،
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 17 اردیبهشت 1392 | توسط : ابوالفضل حسن نژاد | نظرات()
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات